تبليغاتX
خاطرات گردان کربلا - اسماعیل وادی عشق
 
خاطرات جبهه
 

بعضی از نفوس انسانها دارای یک شاکله ای هستند که از نظر روحی و نفسی میتوانند تفکرات و اعتقادات خود را به نفوس ضعیف تر القا و یا اینکه آنها راجذب کنند و چه زیباست که اینگونه نفوس دارای صبغه الهی و جنبه ملکوتی باشند که به فرمایش امام معصوم هرگاه آنان را ببینی تو را به یاد خدا بیندازد . یکی از آنهایی که در این خصوص دارای این قوت بود فرمانده رشید اسلام شهید حاج اسماعیل فرجوانی بود که من دقیقا ً یادم هست خیلی از بچه های گردان کربلا علت آمدن به جبهه را شخصیت حاج اسماعیل مطرح میکردند . شهید مطهری در یکی از کتابهایش به حمله محمود افغان به ایران اشاره میکند که مملکت ما را مورد تاراج خود قرار داد و به مال و جان و ناموس این مرز و بوم رحم نکرد و وحشیانه ترین کارها را انجام داد تا اینکه نادر شاه قیام کرد و با حمله به او ایران و ایرانیان را ازشر او رهانید . شهید مطهری به یک نکته زیبا اشاره میکند . ایشان میفرماید : در حین جنگ نادر یک پیرمردی از اهالی اصفهان که مورد تاخت و تاز افاغنه قرار گرفته بود مشاهده کرد و دید که با یک روحیه بالا با دشمن میجنگد و دشمن را تار و مار میکند . نادر از او سوال کرد که اگر شما این همت و روحیه و توانایی را داشتید چطور دشمن توانست بر شما غالب گردد؟ که آن پیرمرد در جواب گفت ما فرماند ه ای مثل نادر نداشتیم . شهید مطهری غرضش تمجید از نادر نیست مقصود شدت تاثیر یک رهبر و فرمانده در امور است که همان مطلبی است که عرض شد و روحیه و توان یک نفر جمعی را به حرکت وا میدارد و اسماعیل از این جرگه بود و آن هم دلیلش اتصال روح او به یک قدرت لا متناهی و تکیه بر نیروی لایزال الهی و مدد گرفتن از عالم غیب و نزول آن در عالم ماده . یادم نیست و نشنیدم کسی از حاج اسماعیل لحظه ای را ببیند یا بگوید که او با ترس آشنا باشد . من در آن سن هروقت او را میدیدم و حرفهایش را میشنیدم گویی با یک ژنرال ارتشی روبرو هستم نه یک نظامی که این جنگ ها برایش اولین تجربه بحساب میامد . از نظر روحی یک تنه همه گردان را میکشید و روح حماسه و دلیری و نترسی را به کالبد گردان کربلا میدمید . اما یک چیز دیگری که فقط اهلش میفهمند عشقبازی او بود با محبوب و معشوقش که دیگر اینجا برای امثال من راهی نیست که فقط محرم کوی یار باید بود تا سخن از محبوب زد . و اسماعیل محرم این خلوتگه عشق بود او اسماعیل وادی عشق شد و به ما گفت ای بچه های گردان کربلا هر که را هوس کوی حسین است باید در طریق عشق قدم زد و عاشق شد و گرنه روزی کار این جهان بسر آید و .....                                                                                     

 

راستی اسماعیل و دیگر شهدا چه جلوه ای از معشوق دیدند که یکسره همه چیز خود را فدای او کردند ؟

خدایا آن کس که تو را شناخت جان راچه کند

فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هردوجهانش بخشی

دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

 

الهی من ذالذی ذاق حلاوة محبتک فرام منک بدلا ( دعای خمسه عشر امام سجاد)

والذین امنوا اشد حبا ً لله (قرآن کریم)

  نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط فرخ   | 
  POWERED BY BLOGFA.COM